چالشها و فرصتها

 

چالشهای سازمانی

توانند واحدی به نام سازمان تشکیل دهند . همچنین این مطلب را نیز در نظر داریم که چالشهایی که مدیران امروزه با آن روبه رو هستند عبارتند از :

1- کوچک سازی [1]: منظور از این فرایند در سازمانها ، کوچک کردن سازمان از طریق کاهش نیروی کار یا پراکنده سازی بخشهای مختلف سازمان کسب و کار می باشد . در حال حاضر سازمانها به دلیل فعالیت در محیط های رقابتی و در حال تغییر ، ناگزیر به پاسخگویی به محیط می باشند، بنابراین سازمانهای بزرگ برای درک نیازهای محیط و پاسخ به آنها نیازمند ارتباط مستقیم بخشهای خود با محیط می باشند ، در نتیجه سعی می کنند که به بخشهای کوچک و کارآفرین تبدیل شوند تا بتوانند بقای خود را حفظ نمایند .( مورهد / گریفین – ترجمه الوانی/ معمارزاده ،1385 ، ص37) کوچک زیباست ؛زیرا در سیستم اقتصاد جهانی شرط اول موفقیت ، این است که سازمان به حد کافی انعطاف پذیر باشد و بتواند در برابر تغییرات بسیار سریع بازارهای جهانی از خود واکنش مناسب و به موقع نشان دهد. سیستم های تولیدی انعطاف پذیر شده اند و سازمانها در صدد ریشه دوانیدن در بازارهای خاص ( به گونه ای که آن بازار به صورت یکی از منابع اصلی و عمده سازمان درآید و موفقیت آن را تضمین کند ) برآمده و این اقدامات را جایگزین روش های سرمایه گذاری سال گذشته کرده اند . در گذشته سازمان ها بیشتر در پی سرمایه گذاری سنگین بوده اند .

فراتر اینکه ، تماس نزدیک کارکنان با یکدیگر موجب ایجاد انگیزه وتعهد بیشتر آنان می شود ، زیرا آنان نه تنها یکدیگر را می شناسند ، بلکه از هدفها و مأموریتهای دوستان ، همکاران و سازمان آگاهی کامل دارند.

 

2- تنوع  نیروی کار :[2] تنوع نیروی کار شامل ابعاد گسترده ای نظیر سن ، جنس ، نژاد و تواناییها و ناتوانیهای فیزیکی و... می باشد.کاربرد این واژه بدین معنی است که افراد از نظر هنجار متفاوتند . مقصود از کاربرد عبارت مزبور این است که علاوه بر گروههای کاری متفاوت، نیروی کار سازمانها دربرگیرنده کسانی می شود که معلول یا مسن هستند و یا به گروهها و دسته های مختلف وابسته اند.

از این عبارت به عنوان یک کوره استفاده می شود که نیروهای گوناگون در آن ذوب می شوند  و آمیزه ای از آنها در سازمانها مشغول به کار می گردند . اساس فرض خود را این می گذاریم که افراد از نژادها و قومیتهای مختلف می توانند  می افراد به هنگام پیوستن به سازمان از ارزشهای فرهنگی و سلیقه های شخصی خود غافل نمی مانند  . بنابراین چالشی که سازمانها با آنها روبرو هستند این است که باید نیروی کار را که دارای شیوههای  زندگی متفاوت ، نیازهای خانوادگی و هنجارهای گوناگون است به صورت یک واحد اثربخش درآورد . اساس کوره ذوب بر این امر قرار دارد که سازمان می تواند ارزشها و تفاوتهای فردی را در  هم آمیزد .( استیفن رابینز ، ترجمه پارساییان / اعرابی ، 1385 ، 23)

 

تنوع نیروی کار بر طرز تلقی کارکنان از سازمان و کار ، رابطه کارکنان با هم و به طور کلی بر فرهنگ سازمانی اثر دارد. بنابراین سازمانهایی با تنوع نیروی کار نیازمند مدیرانی هستند که این تفاوت و تنوع را بشناسند ، آن را بشناسند و قادر باشند به خوبی آن را کنترل و مدیریت نمایند .

اگر به این پدیده ناهمگونی به شیوه ای مناسب توجه نشود به احتمال زیاد میزان جابه جایی کارکنان افزایش می یابد ، ارتباطات دچار اشکال می شود و تعارض یا تضادهای شخصی به وجود می آید . (مورهد/ گریفین- ترجمه الوانی/ معمارزاده، 1385،ص38)

 

3- نیروی کار جدید :[3]( دنیای کسب و کار امروز دنیای پویا و رقابتی با انواع تکنولوژی های جدید و مدرن است .در چنین شرایطیداشتن نیروهای متخصص و کارآمد از مزیتهای رقابتی سازمان محسوب می شود. البته مدیران امروزیعلاوه بر جذب نیروی کار باید توانایی حفظ و نگهداری آنها را نیز داشته باشند و در حقیقت سازمانهایی را به وجود آورند که متخصصان در آن آزادی عمل ، فرصت بروز خلاقیت ، پرورش توانایی ها ، مشارکت در تصمیم گیری ... را داشته باشد .

 در مواجهه با نیروی کار جدید مدیران با دو چالش اساسی رو به رو هستند :

الف- ایجاد محیط کاری ای که نیروی کار امروز را جذب کند.

ب – فراهم کردن محرکهای جدید برای نگهداری افراد با انگیزه و توانمند .)

(همان منبع ، ص38 )

 

1-  سرعت تغییرات:[4]در دهه های  اخیر سرعت تغییرات بسیار بالا است و سرعت زیاد تغییرات ایجاب می کند که مدیران بتوانند  سازمانهای خود را انچنان منعطف و روان طراحی نمایند که در برابرتغییرات محیطی پاسخگو باشند و شکست نخورند، چون در غیر این صورت باید نام خود را از صفحه روزگار محو کنند .

سازمان باید کارکنان را به نوآوری و تحول تشویق نماید ، چون در غیر این صورت آنها به صورت مانعی اصلی بر سر راه تغییر و تحول درمی آیند.

 

چالش یا مسئله ای که رویاروی مدیران قرار دارد، این است که باید بتوانند افراد را به نوآوری و خلاقیت تشویق نمایند و به گونه ای با افراد رفتار کنند که آنان در برابر پدیده تغییر ، بردباری از خود نشان دهند .( مورهد / گریفین – ترجمه  الوانی / معمار زاده ، 1385 ،  ص 38)

 

2-      تکنولوژی اطلاعات:[5](پیشرفتهای تکنولوژی اطلاعات ، فرصتها و تهدیداتی را برای مدیران فراهم کرده است همانطور که آنها رادر تصمیم گیری، برقراری ارتباط و ... یاری می کند ، رقابت و پیچیدگی را نیز در محیط افزایش می دهد .

عدم توجه به پردازش اطلاعات موجب می شود که مدیران از تغییرات محیطی دور باشند و ابهام و عدم اطمینان محیطی برای آنها افزایش یابد و در تصمیم گیری ها و حل مسائل دچار مشکل شوند.

پیشرفتهای تکنولوژیک و کاربرد وسیع آنها باعث ایجاد سازمانها و ادارات مجازی ، ادارات الکترونیک ، تجارت الکترونیک و حتی دولت الکترونیک شده است که دارای فرایند ها و چالشهای رفتاری خاص خود می باشند . مدیران امروزی باید توانایی اداره کردن رفتارها را در چنین سازمانهایی را فرا گیرند .)( (همان منبع ،ص39)

 

6- شیوه های جدید ساختار دهی سازمان :[6]به سبب تغییرات زیاد محیط، سازمانها نیاز به انعطاف پذیری بیشتر و توانایی پاسخگویی سریعتر نسبت به محیط دارند ؛ و آن را در ساختارهای روان سازمان جستجو می کنند . مدیران باید بتوانند با استفاده از تکنولوژی پردازش اطلاعات هماهنگی گروههای کاری را افزایش دهند و امکان دریافت بازخور فوری از عملکرد را فراهم کنند . مدیران در طراحب سازمان بایدگرایش اقتضایی داشته باشند و به عواملی نظیر: تماس با مشتری و ارباب رجوع ، سیستم های فنی و اجتماعی ، الزامات ساختاری ، تغییر تکنولوژی و استراتژیهای رقابتی سازمان توجه نمایند . (همان منبع ، ص 39 )

 

 

  چالشهای محیطی

 

چالشهای محیطی که مدیران با آن روبه رو هستند عبارتند از:

1- استراتژیهای رقابتی:[7]استراتژی رقابتی نشان می دهد که سازمان چگونه برای حفظ و بقای خود در یک محیط رقابتی تلاش می کند و سعی دارد که در محیط اثربخش تر عمل کند .

انواع استراتژی های رقابتی :

الف تمایز : با ایجاد تمایز در محصول ، می توان در مشتریان ایجاد وفاداری کرد ، به گونه ای که محصول و یا خدمتی منحصر به فرد ارائه شود و مشتریان را به مارک تجاری خاصی وفادار نماید.

ب رهبری قیمت: در این استراتژی مدیران سعی دارند از طریق تولید انبوه، استاندارد سازی، صرفه جویی به مقیاس و ... سطح هزینه ها را کاهش دهند, و بدین ترتیب نسبت به سایر رقبا پایین ترین قیمت را ارائه دهند و به تبع آن جذب مشتری نیز بیشتر می شود .

ج تمرکز: سازمان بر بخشی از بازار و یا صنعت تمرکز می کند و تمامی منابع خود را صرف همان بخش می کند ؛ در نتیجه می تواند بر سایر رقبا که به صورت پراکنده کار می کنند ، مزیت رقابتی کسب کند .( مورهد / گریفین – ترجمه  الوانی / معمار زاده ، 1385 ،  ص40)

 

 

2- جهانی شدن: [8]مدیریت برای مدت طولانی در مرزهای ملی محصور نمی ماند و به سمت خارج شدن از مرزها و جهانی شدن پیش می رود . مدیریت در یک اقتصاد جهانی با چالشها و فرصت های گوناگونی روبروست . جهانی شدن  منجر به از بین رفتن مرزهای ملی و ایجاد سازمانهای فراملی و چند فرهنگی می شود ، بدین ترتیب هیچ سازمانی قادر نخواهد بود خود را از رقابت و فرصت های خارجی بی نیاز ببیند ؛ این بدان معنی است که اگر مدیر بخواهد با افراد گوناگون که دارای بازده بالا هستند کار کند باید با فرهنگ آنان آشنا شود و بداند که آن فرهنگ چگونه شکل گرفته است و در نتیجه خود را با شیوه های مدیریت گوناگون سازگار نماید .( همان منبع ، ص 41 )

 

3- اخلاق :[9]اخلاق باوری شخصی است در مورد اینکه چه کاری خوب و چه کاری بد است . ارزشهای اخلاقی سازمانی در حقیقت محصول اخلاقیات فردی ، حرفه ای و اجتماعی هستند و از طریق مزاکره ،مصالحه و چانه زنی بین ذی نفعان به وجود می آید.

با توجه به مسئله جهانی شدن و کثرت گرایی ، مدیر زمانی توانمند است که بتواند ابهام در اخلاقیات را روشن کند ؛ یعنی مدیر موفق کسی است که تعارض بین دیدگاههای اخلاقی افراد را درک کند و آنها را اداره نماید .

امروزه هر سازمانی موظف است برای خود منشور اخلاقیات تدوین نماید ؛ منشور اخلاقیات سازمانی در بر گیرنده ارزشهای فرهنگی جامعه و اخلاقیات مورد نظر سازمان می باشد .

در زمان کنونی مدیر باید از نظر اخلاقی جوی سالم  برای کارکنان در سازمان به وجود آورد تا آنها بتوانند با تمام توان و بهره وری هر چه بیشتر کار کنند  و اگر شاهد اندک خلافکاری بودند آن را گزارشدهند و نباید هیچ نوع ابهامی وجود داشته باشد.( همان منبع ،ص41)

 

4- پاسخگویی اجتماعی:[10]مسئولیت اجتماعی سازمان ، مسئولیت اخلاقی سازمان در برابر گروههای ذینفعی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از فعالیتهای سازمان تأثیر می پذیرند .

در  پاسخگویی اجتماعی عمل به قوانین و مقررات کافی نیست بلکه سازمان باید سعی کند در تصمیم گیری های خود ، راهی را برگزیند که کمترین صدمه را به ذی نفعان بزند.

 

5- کیفیت و بهره وری : [11] درعصرحاضر بیشتر مدیران با مسائل و مشکلاتی روبه رو هستند ؛ آنها باید پیوسته بازدهی را بالا ببرند ، کیفیت محصول را بهبود بخشند و خدمات شایسته و مناسبی را به مشتریان عرضه کنند . مدیران سازمانها برای بهبود کیفیت و افزایش تولید یا بهره وری باید برنامه هایی مثل کنترل کیفیت جامع [12] و مهندسی مجدد را به اجرا درآورند . مدیران سازمانهی کنونی باید این مطلب را درک کنند که موفقیت در کار در گرو بهبود کیفیت و بهره وری است که باید کارکنان و همه اعضای سازمان در آن مشارکت نماند. ( استیفن رابینز، ترجمه پارساییان / اعرابی ، 1385 ، ص 19 و20 )

 

6- تکنولوژی تولید و خدمت : لازمه مدیریت تولید وخدمت مدیرانی است که شکلهای جدید تکنولوژی را به کار می برند و در تجهیزات جدید سرمایه گذاری مناسبی می کنند .

  در حال حاضر بخش خدمات در سراسر جهان دارای اهمیت بسیار است .

در تئوری سیستم ، تکنولوژی به معنی فرایندهای فنی و عقلایی است که داده ها را به ستاده ها تبدیل می کند.

با توجه به مطالب گفته شده ، اثربخشی هر سازمان در سطح خروجی مشخص

خروجی های سطح فردی : شامل بهره وری ، عملکرد ، غیبت ، ترک کار ، نگرشها و استرس .

1-      خروجی های سطح تیم و گروه : در سطح تیم شامل بهره وری و عملکرد تیم و در سطح گروه شامل انسجام و هنجارهای گروهی .

2-      خروجی های سطح سازمان : شامل بهره وری سازمانی ، غیبت ، ترک کار ، قابلیت سوددهی و... متغیرهای سطح سازمانی. (   مورهد / گریفین – ترجمه  الوانی / معمار زاده ، 1385 ،  ص43 و46)



[1] Down sizing

[2] Work power diverefication

[3] New work power

[4] Speed of changes

[5] Information technology

[6] New methods of organization structuring

[7] Competitive strategies

[8] Globalization

[9] Ethics

[10] Social  responsiveness

[11] Quality and productivity

[12] Total  Quality Management  (TQM)

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:6  توسط آمنه مالمير -دکتری مديريت دولتي  |